کاربرد و تفاوت Ache و Pain و Hurt در زبان انگلیسی

نوشته شده توسط انگلیسی روزانه
14 بازدید
دانلود مجموعه کتاب های انگلیسی به زبان ساده
کاربرد و تفاوت Ache و Pain و Hurt در زبان انگلیسی

تو این مطلب کاربرد و تفاوت سه کلمه بسیار مشابه و مهم ache و pain و hurt رو همراه با مثال بررسی میکنیم.

کاربرد و معنی ache

کلمه ache به معنای “درد” یک اسم (noun) بوده که بطور دقیق تر به درد مداومی که خیلی شدید نیست اشاره داره. کلمه ache معمولاً با قسمت خاصی از بدن همراه میشه. به عنوان مثال:

  • Headache = سر درد
  • Stomachache = معده درد
  • Toothache = دندان درد
  • Earache = گوش درد
  • Backache = کمر درد

I’ve had a stomach ache all morning.

من تمام صبح معده درد داشتم.

نکته: کلمه ache به عنوان فعل (verb) به معنای “درد گرفتن” هم استفاده میشه، ولی کاربرد کمتری داره. مثال:

I’m aching all over.

همه جام درد میکنه.

کاربرد و معنی pain

کلمه pain به معنای “درد” معمولاً شدید تر و ناگهانی تر بوده و تحمل کردنش تا حدی دشوار تره. به عنوان مثال وقتیکه دستمون رو میبریم، سرمون به جایی میخوره یا دچار شکستگی استخوان میشیم از کلمه pain استفاده میکنیم. برای درک بهتر به مثال های زیر توجه کنین:

کافه انگلیسی

 Her symptoms included abdominal pain and vomiting.

علائمش شامل درد شکم و استفراغ بود.

These tablets should help to ease your pain.

این قرص ها به کاهش دردت کمک میکنه.

I felt a sharp pain in my foot.

درد شدیدی رو توی پام احساس کردم.

نکته: کلمه pain به عنوان فعل (verb) با معنای “به درد آوردن” هم استفاده میشه. مثال:

It pains me to see animals being mistreated.

دیدن بدرفتاری با حیوانات من رو به درد میاره.

نکته: عبارت aches and pains یک اصطلاح به معنای “درد و مرض” بوده که ناراحتی های جسمی عمومی و مختلف رو توصیف میکنه. به عنوان مثال مادر بزرگ 90 ساله ما ممکنه درباره درد و مرض هایی که تو این سن داره ناله و شکایت کنه. مثال:

As you get older, you have all sorts of aches and pains.

هر چی پیر تر میشی، همه جور درد و مرضی میگیری.

کاربرد و معنی hurt

کاربرد و معنای کلمه hurt یک مقدار متفاوته چونکه معمولاً به عنوان صفت یا فعل استفاده میشه، نه اسم. غالباً برای توصیف درد (pain یا ache) از واژه hurt به معنای “درد داشتن” استفاده میکنیم. مثال:

My ankle hurts = I have a pain/ache in my ankle.

مچ پام درد میکنه = من در ناحیه مچ پا درد دارم.

Tell me where it hurts.

بهم بگو کجا درد میکنه.

فعل hurt به معنای “صدمه زدن” یا “زخمی شدن” هم هست. به عنوان مثال:

Don’t play with that knife, you could hurt yourself.

با اون چاقو بازی نکن، ممکنه به خودت صدمه بزنی.

Ali was badly hurt in the car accident.

علی در حادثه رانندگی به شدت آسیب دید.

مشاهده مطلب تفاوت Accident و Incident در زبان انگلیسی

نکته مهم: این سه کلمه میتونن برای اشاره به درد عاطفی و احساسی هم استفاده شن. به مثال های زیر دقت کنین:

My son is in prison. The situation is causing me a lot of heartache.

پسر من در زندانه. این وضعیت رنج زیادی برای من بوجود آورده.

It took her years to move past the pain of her divorce.

سالها طول کشید تا بتونه غم و اندوه جداییش رو پشت سر بگذاره.

I was extremely hurt that Nazanin didn’t invite me to her wedding.

من بشدت ناراحت شدم که نازنین من رو به جشن عروسیش دعوت نکرد.

امیدواریم تو این مطلب تفاوت سه کلمه مهم و کاربردی ache و pain و hurt رو کاملاً درک کرده باشین. اگه باز هم سوالی در این زمینه دارین حتماً در قسمت نظرات این صفحه مطرح کنین.

دانلود مجموعه کتاب های انگلیسی به زبان ساده

نظری در مورد این مطلب دارین؟

مطالب مشابه