اصطلاحات عامیانه انگلیسی 1

نوشته شده توسط انگلیسی روزانه
1283 بازدید
اصطلاحات عامیانه انگلیسی 1

اصطلاحات عامیانه انگلیسی (Idioms) عبارت هایی هستن که اگه بخوایم اونها رو کلمه به کلمه معنی کنیم، درک درستی از اون عبارت یا جمله پیدا نمیکنیم. تو این پست میخوایم پنج تا از این اصطلاحات پرکاربرد در مکالمه انگلیسی رو با هم یاد بگیریم.

1. Your fly is open.

Meaning: When your zipper of your pants is open.

معنی: زیپ شلوارت بازه.

اصطلاح «یور فلای ایز اُپن» یعنی زیپت پایینه، یا زیپت بازه. البته حدوداً 20-30 تا اصطلاح مشابه برای این گفتن این جمله داریم.

2. Get on someone’s nerves.

Meaning: To annoy someone a lot.

معنی: تو مخِ یکی رفتن.

اصطلاح «گِت آن … نِروز» یعنی اعصاب یکی رو‌خط خطی کردن یا تو مخ رفتن.

مثال:

Stop whining! You’re getting on my nerves.

انقد غر و ناله نکن! داری میری تو مخم.

3. Your guess is as good as mine.

Meaning: Something you say when you do not know the answer to a question.

معنی: فهمیدی به منم بگو.

اصطلاح «یور گِس ایز اَز گود اَز ماین» یعنی اگه تو میدونی منم میدونم، یا بطور عامیانه تر اگه فهمیدی به منم بگو.

مثال:

What’s he doing?

Your guess is as good as mine!

طرف داره چی کار میکنه؟

نمیدونم والا. فهمیدی به منم بگو!

4. The middle of nowhere.

Meaning: A remote and isolated place.

معنی: یه جای پرت، نا کجا آباد.

اصطلاح «میدل آو نو وِر» یعنی یه جای‌ دور افتاده و پرت و پلا.

مثال:

He lives in a tiny house in the middle of nowhere.

اون تو یه خونه فسقلی تو یه جای دور افتاده و پرت زندگی‌میکنه.

5. Full of yourself.

Meaning: To think that you are very important in a way that annoys other people.

معنی: افاده ای، از خود راضی.

اصطلاح «فول آو یورسِلف» بارِ منفی داره، یعنی خیلی خودتو تحویل میگیری، فکر کردی چه خبره بابا! در مورد اشخاص دیگه هم میشه ازش استفاده کرد.

مثال:

I doubt he even thought about what you might need, he’s so full of himself.

شک دارم طرف حتی به خواسته تو فکر کرده باشه، یارو خیلی از خود راضیه، فکر کرده چه خبره!

منبع: سایت آموزش زبان انگلیسی روزانه (www.dailyenglish.ir)

۱ کامنت

No One آگوست 3, 2018 - 22:30

Excellent ty

پاسخ دادن

نظری در مورد این مطلب دارین؟

مطالب مشابه