یادگیری کامل افعال انگلیسی که با حرف A شروع میشوند

نوشته شده توسط انگلیسی روزانه
64 بازدید
افعال انگلیسی که با حرف A شروع میشوند

افعال انگلیسی یکی از پرکاربردترین و مهمترین اجزای سازنده جملات محسوب میشن و آشنایی با اونها یکی از مراحل ضروری یادگیری زبان انگلیسی هست. تو این مطلب قصد داریم 47 فعل پر استفاده انگلیسی که با حرف A شروع میشن رو همراه با مثال، معنی و اشکال مختلف به شما آموزش بدیم.

1. فعل abash

معنی: شرمنده کردن، خجل کردن

مثال:

Her friend abashed her by commenting on her shyness.

دوستش با اظهار نظر در مورد خجالتی بودن او، او را شرمسار کرد.

گذشته ساده: abashed – حالت سوم: abashed – سوم شخص مفرد در حال ساده: abashes – اسم مصدر: abashing

2. فعل abate

معنی: کاهش یافتن، فروکش کردن

مثال:

مجموعه کتاب انگلیسی به زبان ساده

The fighting in the area shows no sign of abating.

درگیری ها در منطقه هیچ نشانه ای از کاهش یافتن ندارد.

گذشته ساده: abated – حالت سوم: abated – سوم شخص مفرد در حال ساده: abates – اسم مصدر: abating

3. فعل abide

معنی: تحمل کردن، تاب آوردن

مثال:

I can’t abide people with no sense of humour.

من نمی توانم افراد فاقد شوخ طبعی را تحمل کنم.

گذشته ساده: abode – حالت سوم: abode – سوم شخص مفرد در حال ساده: abides – اسم مصدر: abiding

4. فعل absorb

معنی: جذب کردن، به خود کشیدن

مثال:

Plants absorb carbon dioxide.

گیاهان دی اکسید کربن را جذب می کنند.

گذشته ساده: absorbed – حالت سوم: absorbed – سوم شخص مفرد در حال ساده: absorbs – اسم مصدر: absorbing

5. فعل accept

معنی: قبول کردن، پذیرفتن

مثال:

I accept full responsibility for the failure of the plan.

من مسئولیت کامل شکست این طرح را می پذیرم.

گذشته ساده: accepted – حالت سوم: accepted – سوم شخص مفرد در حال ساده: accepts – اسم مصدر: accepting

6. فعل accompany

معنی: همراهی کردن

مثال:

Depression is almost always accompanied by insomnia.

افسردگی تقریباً همیشه با بی خوابی همراه است.

گذشته ساده: accompanied – حالت سوم: accompanied – سوم شخص مفرد در حال ساده: accompanies – اسم مصدر: accompanying

7. فعل ache

معنی: درد داشتن، تیر کشیدن

مثال:

Her eyes ached from lack of sleep.

چشمانش از کم خوابی درد گرفت.

گذشته ساده: ached – حالت سوم: ached – سوم شخص مفرد در حال ساده: aches – اسم مصدر: aching

8. فعل achieve

معنی: دست یافتن، نائل شدن

مثال:

She finally achieved her ambition to visit South America.

او سرانجام به آرزوی خود برای دیدار از آمریکای جنوبی دست یافت.

گذشته ساده: achieved – حالت سوم: achieved – سوم شخص مفرد در حال ساده: achieves – اسم مصدر: achieving

9. فعل acknowledge

معنی: پذیرفتن، تشخیص دادن، تایید کردن

مثال:

She acknowledged that she had been at fault.

او پذیرفت که مقصر بوده است.

گذشته ساده: acknowledged – حالت سوم: acknowledged – سوم شخص مفرد در حال ساده: acknowledges – اسم مصدر: acknowledging

10. فعل Acquire

معنی: اکتساب کردن، کسب کردن، به دست آوردن

مثال:

She has acquired a good knowledge of English.

او دانش خوبی در انگلیسی کسب کرده است.

گذشته ساده: Acquired – حالت سوم: Acquired – سوم شخص مفرد در حال ساده: Acquires – اسم مصدر: Acquiring

11. فعل Act

معنی: رفتار کردن، اجرا کردن، عمل کردن

مثال:

He acted as if he had never met me before.

او طوری رفتار کرد که انگار قبلاً هرگز با من ملاقات نکرده بود.

گذشته ساده: Acted – حالت سوم: Acted – سوم شخص مفرد در حال ساده: Acts – اسم مصدر: Acting

12. فعل Add

معنی: اضافه کردن، جمع کردن، افزودن

مثال:

Her colleagues’ laughter only added to her embarrassment.

خنده همکارانش فقط به خجالت زدگی او افزود.

گذشته ساده: Added – حالت سوم: Added – سوم شخص مفرد در حال ساده: Adds – اسم مصدر: Adding

13. فعل Address

معنی: خطاب کردن، مطرح کردن

مثال:

He likes to be addressed as Sir.

او دوست دارد که او را “آقا” خطاب کنند.

گذشته ساده: addressed – حالت سوم: addressed – سوم شخص مفرد در حال ساده: addresses – اسم مصدر: addressing

14. فعل adjust

معنی: تنظیم کردن، تطبیق دادن، سازگار کردن

مثال:

If the chair is too high you can adjust it to suit you.

اگر صندلی خیلی بلند است می توانید آن را متناسب با خود تنظیم کنید.

گذشته ساده: adjusted – حالت سوم: adjusted – سوم شخص مفرد در حال ساده: adjusts – اسم مصدر: adjusting

15. فعل admire

معنی: تحسین کردن، ستایش کردن

مثال:

I don’t agree with her, but I admire her for sticking to her principles.

من با او موافق نیستم، اما او را تحسین می کنم که به اصولش پایبند است.

گذشته ساده: admired – حالت سوم: admired – سوم شخص مفرد در حال ساده: admires – اسم مصدر: admiring

16. فعل admit

معنی: پذیرفتن، اقرار کردن، زیر بار رفتن، اعتراف کردن

مثال:

He admitted his mistake.

او به اشتباه خود اعتراف کرد.

گذشته ساده: admitted – حالت سوم: admitted – سوم شخص مفرد در حال ساده: admits – اسم مصدر: admitting

17. فعل adore

معنی: عشق ورزیدن، ستودن، پرستش کردن

مثال:

I adore God for all his works.

من خدا را به خاطر همه نشانه هایش می پرستم.

گذشته ساده: adored – حالت سوم: adored – سوم شخص مفرد در حال ساده: adores – اسم مصدر: adoring

18. فعل advise

معنی: نصیحت کردن، مشورت دادن، توصیه کردن

مثال:

His doctor advised him against smoking.

دکترش به او توصیه کرد که سیگار نکشد.

گذشته ساده: advised – حالت سوم: advised – سوم شخص مفرد در حال ساده: advises – اسم مصدر: advising

19. فعل afford

معنی: استطاعت داشتن، از عهده بر آمدن، توانایی داشتن

مثال:

Few people are able to afford cars like that.

تعداد کمی از مردم توانایی خرید اتومبیل های این چنینی را دارند.

گذشته ساده: afforded – حالت سوم: afforded – سوم شخص مفرد در حال ساده: affords – اسم مصدر: affording

20. فعل agree

معنی: موافقت کردن

مثال:

I agree with you on this issue.

من در این مورد با شما موافقم.

گذشته ساده: agreed – حالت سوم: agreed – سوم شخص مفرد در حال ساده: agrees – اسم مصدر: agreeing

21. فعل aim

معنی: قصد داشتن، نشانه گرفتن

مثال:

I aim to be a millionaire by the time I’m 35.

من قصد دارم تا 35 سالگی میلیونر شوم.

گذشته ساده: aimed – حالت سوم: aimed – سوم شخص مفرد در حال ساده: aims – اسم مصدر: aiming

22. فعل alight

معنی: پیاده شدن، فرود آمدن

مثال:

I helped her alight from the train.

من به او کمک کردم تا از قطار پیاده شود.

گذشته ساده: alit – حالت سوم: alit – سوم شخص مفرد در حال ساده: alights – اسم مصدر: alighting

23. فعل allow

معنی: اجازه دادن

مثال:

You’re not allowed to talk during the exam.

در هنگام امتحان اجازه صحبت ندارید.

گذشته ساده: allowed – حالت سوم: allowed – سوم شخص مفرد در حال ساده: allows – اسم مصدر: allowing

24. فعل animate

معنی: به وجد آوردن، روح بخشیدن، زندگی بخشیدن

مثال:

He knows exactly what to say to animate a crowd.

او دقیقاً می داند برای به وجد آوردن جمعیت چه بگوید.

گذشته ساده: animated – حالت سوم: animated – سوم شخص مفرد در حال ساده: animates – اسم مصدر: animating

25. فعل announce

معنی: اعلام کردن

مثال:

He officially announced his intention to resign at today’s press conference.

وی در کنفرانس مطبوعاتی امروز رسما قصد خود برای استعفا را اعلام کرد.

گذشته ساده: announced – حالت سوم: announced – سوم شخص مفرد در حال ساده: announces – اسم مصدر: announcing

26. فعل answer

معنی: پاسخ دادن، جواب دادن

مثال:

I can’t answer without more detailed information.

بدون اطلاعات دقیقتر نمی توانم پاسخ دهم.

گذشته ساده: answered – حالت سوم: answered – سوم شخص مفرد در حال ساده: answers – اسم مصدر: answering

27. فعل anticipate

معنی: پیش بینی کردن، انتظار داشتن

مثال:

We don’t anticipate any trouble.

ما انتظار هیچ مشکلی را نداریم.

گذشته ساده: anticipated – حالت سوم: anticipated – سوم شخص مفرد در حال ساده: anticipates – اسم مصدر: anticipating

28. فعل apologize

معنی: عذر خواهی کردن، پوزش خواستن

مثال:

Why should I apologize?

چرا باید عذرخواهی کنم؟

گذشته ساده: apologized – حالت سوم: apologized – سوم شخص مفرد در حال ساده: apologizes – اسم مصدر: apologizing

29. فعل appear

معنی: به نظر رسیدن، ظاهر شدن، پدیدار شدن

مثال:

Symptoms usually start appearing within two to three days.

علائم بیماری معمولاً طی دو تا سه روز ظاهر می شوند.

گذشته ساده: appeared – حالت سوم: appeared – سوم شخص مفرد در حال ساده: appears – اسم مصدر: appearing

30. فعل applaud

معنی: تشویق کردن، کف زدن، تحسین کردن

مثال:

She was applauded for a full five minutes after her speech.

وی پس از سخنرانی پنج دقیقه کامل مورد تشویق قرار گرفت.

گذشته ساده: applauded – حالت سوم: applauded – سوم شخص مفرد در حال ساده: applauds – اسم مصدر: applauding

31. فعل apply

معنی: درخواست دادن، بکار بردن، اعمال کردن، شامل شدن

مثال:

Special conditions apply if you are under 18.

اگر زیر 18 سال باشید شرایط ویژه ای اعمال می شود.

گذشته ساده: applied – حالت سوم: applied – سوم شخص مفرد در حال ساده: applies – اسم مصدر: applying

32. فعل appreciate

معنی: تقدیر کردن، قدردانی کردن، درک کردن

مثال:

His talents are not fully appreciated in that company.

از استعدادهایش در آن شرکت کاملاً قدردانی نمی شود.

گذشته ساده: appreciated – حالت سوم: appreciated – سوم شخص مفرد در حال ساده: appreciates – اسم مصدر: appreciating

33. فعل approach

معنی: نزدیک شدن

مثال:

The total amount raised so far is approaching $1,000.

مبلغ کل جمع آوری شده تاکنون در حال نزدیک شدن به 1000 دلار است.

گذشته ساده: approached – حالت سوم: approached – سوم شخص مفرد در حال ساده: approaches – اسم مصدر: approaching

34. فعل approve

معنی: تایید کردن، تصویب کردن، موافقت کردن

مثال:

She doesn’t approve of my friends.

او دوستان من را تأیید نمی کند.

گذشته ساده: approved – حالت سوم: approved – سوم شخص مفرد در حال ساده: approves – اسم مصدر: approving

35. فعل argue

معنی: جر و بحث کردن، مشاجره کردن، دلیل آوردن

مثال:

The children are always arguing.

بچه ها همیشه جر و بحث می کنند.

گذشته ساده: argued – حالت سوم: argued – سوم شخص مفرد در حال ساده: argues – اسم مصدر: arguing

36. فعل arise

معنی: بوجود آمدن، رخ دادن، برخاستن، بلند شدن، طلوع کردن

مثال:

When the opportunity arose, he decided to take it.

وقتی فرصت پیش آمد، تصمیم گرفت از آن استفاده کند.

گذشته ساده: arose – حالت سوم: arisen – سوم شخص مفرد در حال ساده: arises – اسم مصدر: arising

37. فعل arrange

معنی: ترتیب دادن، تنظیم کردن

مثال:

The meeting has been arranged for Wednesday.

جلسه برای روز چهارشنبه ترتیب داده شده است.

گذشته ساده: arranged – حالت سوم: arranged – سوم شخص مفرد در حال ساده: arranges – اسم مصدر: arranging

38. فعل arrest

معنی: دستگیر کردن، توقیف کردن

مثال:

He was arrested when customs officers found drugs in his bag.

وقتی ماموران گمرک در کیفش مواد مخدر پیدا کردند، دستگیر شد.

گذشته ساده: arrested – حالت سوم: arrested – سوم شخص مفرد در حال ساده: arrests – اسم مصدر: arresting

39. فعل ask

معنی: پرسیدن، درخواست کردن

مثال:

She asked me a question.

او از من یک سوال پرسید.

گذشته ساده: asked – حالت سوم: asked – سوم شخص مفرد در حال ساده: asks – اسم مصدر: asking

40. فعل assert

معنی: ادعا کردن، اثبات کردن

مثال:

He asserts that his friend stole money from him.

او ادعا می کند که دوستش از او پول سرقت کرد.

گذشته ساده: asserted – حالت سوم: asserted – سوم شخص مفرد در حال ساده: asserts – اسم مصدر: asserting

41. فعل astonish

معنی: متحیر کردن، مبهوت کردن

مثال:

She astonished us by saying she was leaving.

او با گفتن اینکه دارد می رود ما را متحیر کرد.

گذشته ساده: astonished – حالت سوم: astonished – سوم شخص مفرد در حال ساده: astonishes – اسم مصدر: astonishing

42. فعل attack

معنی: حمله کردن

مثال:

He was attacked and seriously injured.

او مورد حمله قرار گرفت و به شدت مجروح شد.

گذشته ساده: attacked – حالت سوم: attacked – سوم شخص مفرد در حال ساده: attacks – اسم مصدر: attacking

43. فعل attempt

معنی: سعی کردن، تلاش کردن

مثال:

He attempted to escape through a window.

او سعی کرد از طریق پنجره فرار کند.

گذشته ساده: attempted – حالت سوم: attempted – سوم شخص مفرد در حال ساده: attempts – اسم مصدر: attempting

44. فعل attend

معنی: شرکت کردن، مراجعه کردن، رسیدگی کردن

مثال:

Over two hundred people attended the funeral.

بیش از دویست نفر در مراسم تشییع جنازه شرکت کردند.

گذشته ساده: attended – حالت سوم: attended – سوم شخص مفرد در حال ساده: attends – اسم مصدر: attending

45. فعل attract

معنی: جذب کردن، جلب کردن

مثال:

Her ideas have attracted a lot of attention in the scientific community.

ایده های وی در جامعه علمی توجه بسیاری را به خود جلب کرده است.

گذشته ساده: attracted – حالت سوم: attracted – سوم شخص مفرد در حال ساده: attracts – اسم مصدر: attracting

46. فعل avoid

معنی: اجتناب کردن، دوری کردن، جلوگیری کردن

مثال:

We must find a way to avoid similar problems in future.

ما باید راهی برای جلوگیری از مشکلات مشابه در آینده پیدا کنیم.

گذشته ساده: avoided – حالت سوم: avoided – سوم شخص مفرد در حال ساده: avoids – اسم مصدر: avoiding

47. فعل awake

معنی: بیدار کردن، بیدار شدن، بیدار ماندن

مثال:

I awoke at seven o’clock.

ساعت هفت بیدار شدم.

گذشته ساده: awoke – حالت سوم: awoken – سوم شخص مفرد در حال ساده: awakes – اسم مصدر: awaking

 

مشاهده مطلب یادگیری کامل افعال انگلیسی که با حرف B شروع میشوند

 

ویرایش شده توسط سایت آموزش زبان انگلیسی روزانه

نظری در مورد این مطلب دارین؟

مطالب مشابه